کمتر از یک هفته دیگر، مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا آغاز خواهد شد و تیم ملی فوتبال ایران در شهرهای لسآنجلس و سیاتل به مصاف حریفان خود خواهد رفت. هر سه بازی ایران در ورزشگاههای مستقر در ایالتهای آمریکا برگزار میشود و نگرانیهایی بابت مزاحمت گروهکهای ضدایرانی مستقر در آمریکا برای اعضای تیم ملی بوجود آورده است.
اما جالب اینجاست که تجربه جام جهانی ۲۰۲۲ قطر نشان داد برخی عناصر خارج از کشور، بهویژه نزدیکان پهلوی و علینژاد، پس از ناکامی در اثرگذاری بر فضای مسابقات و ایجاد حاشیه پیرامون تیم ملی، به سمت راهبرد تحریم بازیهای ایران حرکت کردند.
بر این اساس، شکست تیم ملی با واکنشهای آشکار خوشحالی همراه میشد، اما در صورت پیروزی ایران، این موفقیت یا نادیده گرفته میشد یا با تمرکز بر دلداری و حمایت از تیم رقیب به حاشیه میرفت. توجیه اصلی این عناصر نیز این بود که تیم ملی حاضر در جام جهانی را نه نماینده مردم ایران، بلکه وابسته به ساختار حاکمیت معرفی کنند؛ از همین رو تلاش داشتند جایگاه نمادین تیم ملی بهعنوان نماینده ملت ایران در افکار عمومی تضعیف شود.
اما اکنون که جام جهانی در ایالتهای آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار میشود، میدان را برای خرابکاری در مسابقات ایران فراخ دیده و آزادی عمل نسبتا خوبی پیشبینی کردهاند. به همین سبب سیاستهای جام قبلی را کنار گذاشته و پرچمهای شیرخورشید، کردستان، تجزیهطلبی و رنگین کمانی را از بقچهها بیرون کشیده و قرار است از نمادهای مذکور برای عملیات علیه تیم ملی ایران استفاده کنند.
تشویق آمریکا و اسرائیل در ورزشگاه
آنطور که از برخی شواهد و قرائن برمیآید، بخشی از عناصر وابسته به جریان پهلوی در تلاشاند با بهرهگیری از پرچمهای ساختگی و نمادهای حمایتی از رژیم اسرائیل و آمریکا، فضای مسابقات تیم ملی ایران را تحت تأثیر قرار داده و به تشویق و حمایت از حریفان ایران بپردازند.
با این حال، نکته جالبتر آن است که حتی در شیوه حضور و نوع مواجهه با بازیهای ایران نیز میان طیفهای مختلف اپوزیسیون اختلافنظر جدی وجود دارد. گروهی بر این باورند که خرید بلیت مسابقات ایران، حتی با هدف اعتراض، بهنوعی حمایت مالی و رسانهای از حضور تیم ملی تلقی میشود و هزینهای غیرضروری است؛ بهجای ورود به ورزشگاه، در اطراف آن تجمع کرده و با ایجاد حاشیه برای اتوبوس و کاروان تیم ملی، فضای روانی بازیکنان را تحت فشار قرار دهند.
در مقابل، طیف دیگری معتقد است که حضور در داخل ورزشگاه میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد؛ به این معنا که با استفاده از پرچمها و نمادهای ضدایرانی، هم در فضای بیرونی ورزشگاه روحیه اعضای تیم را تضعیف کنند و هم در جریان مسابقه، با ایجاد تنش و حاشیه، تمرکز بازیکنان تیم ملی ایران را برهم بزنند.
این موضوع دقیقاً یکی از محورهای حساس اختلاف میان علی کریمی و شاهین نجفی بود. در هفتههای گذشته، کریمی با انتقاد از کنسرت شاهین نجفی و درآمدزایی از طریق اجرای موسیقی و برنامههای شاد درباره جانباختگان دیماه، جنجال گستردهای بهپا کرد.
در مقابل، شاهین نجفی و سوشا مکانی، بازیکن سابق فوتبال ایران، علی کریمی را به تناقض در مواضع و رفتار متهم کردند. از نگاه آنها، کریمی از یک سو معتقد بود که شادی و برگزاری برنامههای سرگرمکننده در شرایط فعلی برای پهلویچیها حرام است؛ اما از سوی دیگر، حضور در ورزشگاه و انجام رفتارهای هیجانی علیه تیم ملی را مجاز و حتی ضروری میدانست.
درآمدزایی عجیب شاهین نجفی از کنسرت
پرچم فروشی در اطراف ورزشگاه/ پهلویچی ها چقدر قرار است هزینه کنند؟
شواهد نشان میدهد عناصر سلطنتطلب و به احتمال زیاد منافقین در حالی که در فضای رسانهای عملیات سنگینی برای دعوت به فشار روانی بر تیم ملی ایران اجرا میکنند؛ در پشت پرده در حال تولید و فروش پرچمها و نمادهای اختصاصی خود در اطراف ورزشگاه هستند.
از طرفی تهیه بلیتهای جام جهانی نیز هزنیه کمی نیست و بررسی سایتهای فروش بلیت آمریکا نشان میدهد، فروش بلیت بازی ایران و بلژیک در جام جهانی ۲۰۲۶ در روز یکشنبه ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ استادیوم سوفی از ۵۵۷ تا ۶۴۳ دلار فروخته میشود.
این ورزشگاه حدود ۷۰ هزار نفر ظرفیت دارد و برای مسابقات بزرگ تا حدود ۱۰۰ هزار نفر قابل گسترش است. تماشاگر ایرانی فقط برای ورود به ورزشگاه، بدون حسابکردن کارمزد نهایی، رفتوآمد، اقامت و هزینههای سفر، حدود ۵۵۷ تا ۶۴۳ دلار چیزی معادل ۹۸ تا ۱۱۳ میلیون تومان پرداخت میکند و اگر قرار باشد ورزشگاه را پر کنند، هزنیهای نزدیک به ۸ میلیارد تومن باید جمع آوری کنند. این تنها هزینه بازی ایران و بلژیک بوده و در صورت حضور در بازی نیوزلند و مصر نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
این رفتارها برای تروریستهای رجوی خاطره است
اما آنچه که روایت کردیم، یادآور خاطرهای آشنا از جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بود؛ تجربهای که بنا بر روایتها و خاطرات برخی اعضای جداشده از اردوگاه اشرف، پیشتر نیز توسط سازمان مجاهدین خلق به شکلی مشابه دنبال شده بود.
در سالهای پیش از برگزاری جام جهانی فرانسه ۱۹۹۸، سران این تشکیلات با این استدلال که تیم ملی فوتبال ایران «نماینده مردم ایران نیست» و به جمهوری اسلامی تعلق دارد، تماشای بازیهای تیم ملی را برای اعضای خود ممنوع کرده بودند. حتی گزارش شده است افرادی که در قرارگاه اشرف هنگام تماشای یکی از مسابقات تیم ملی از طریق تلویزیون عراق، پس از گلزنی ایران ابراز شادی کرده بودند، با برخورد و بازخواست جدی مواجه شدند. با این حال، با آغاز جام جهانی ۱۹۹۸، همین جریان از موضعی کاملاً فرصتطلبانه، فوتبال را به ابزاری برای عملیات تبلیغاتی و بهرهبرداری سیاسی تبدیل کرد.
در همین چارچوب، سازمان مجاهدین خلق برای مسابقه تاریخی ایران و آمریکا در ورزشگاه ژرلاند لیون برنامهریزی ویژهای انجام داد. گروهی از اعضا و هواداران این سازمان با در دست داشتن تصاویر مسعود رجوی و شعارهایی علیه جمهوری اسلامی، در بخشی از ورزشگاه مستقر شدند. بنا بر برخی روایتها، بخشی از بلیتهای مسابقه نیز از پیش خریداری شده بود تا نیروهای وابسته به این جریان با پرچم ایران و تیشرتهایی که تصویر رجوی بر آن نقش بسته بود، در موقعیتی قابل رؤیت برای دوربینهای تلویزیونی قرار بگیرند.
این فرقه آنچنان منفور و بدسابقه بودند که جواد خیابانی در خاطره خود از آن بازی میگوید فیفا به محض اطلاعات از برنامهریزی منافقین در ورزشگان، صفوفی از سربازان ارتش خود جهت مهار منافقها و احتمال خرابکاری در زمین مستقر کرد./ مشرق نیوز