. چند روزی است که بحث حضور مجدد ناو هواپیمابر آبراهام لینکن، برخی جنگندهها و بمب افکنهای آمریکایی در منطقه، تبدیل به بحث روز در رسانههای دنیا و داخل کشور شده و عدهای تلاش می کنند بار دیگر این حضور را آرایش جنگی ایالات متحده در برابر جمهوری اسلامی تعبیر و تفسیر کنند. اگرچه نمی توان احتمال جنگ مجدد آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان را ناچیز قلمداد کرد اما ضریب دادن به اینگونه اخبار و تحولات، نشان می دهد آمریکا همچنان نیاز دارد با ابزارهای رسانه ای، تردد تجهیزات نظامی خود را هر روزه در معرض دید و واکنش مردم و مسئولان کشورمان قرار دهد تا نتایج لازم، بدون هزینههای فراوانی که تجاوز به خاک ایران به دنبال دارد، تامین شود.
تذکر مهم موشکی سپاه به آمریکا با حمله به رادار «AN/TPY-۲» / چشم و گوش پدافندی ایالات متحده در تیررس نسل جدید خانواده فاتح از سرجنگی گلایدکننده و شدیدالانفجار تا شهرهای زیرزمینی آماده ورود به جنگ/ کدام ویژگی «موشک خیبرشکن»، آمریکا و اسرائیل را مجبور به آتشبس کرد؟
سجیلی که سرانجام بر سر لشکر ابرهه بارید/ نخستین استفاده رزمی ایران از موشک فوق سنگین سوخت جامد
آیا آمریکا با این استعداد و آرایش، امکان حمله به ایران را دارد؟
علاوه بر دهها استدلال سیاسی، اقتصادی و امنیتی در احتمال پایین امکان وقوع حمله گسترده علیه کشورمان، تجارب گذشته نشان می دهد اصولاً آمریکاییها برای حمله به کشوری به اندازه قدرت پدافندی و آفندی ایران به نیروی بسیار بزرگتری از وضعیت فعلی نیاز دارند که تدارک دیدن آن در زمانی کوتاه غیرممکن است. بر این اساس نگاهی به عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ میلادی و حجم نیروی عمل کننده ضد عراق می تواند جالب باشد.
آمارهای رسمی نشان می دهد در جریان آن عملیات، دو ناو هواپیمابر یو اس اس آیزنهاور و ایندیپندنس به همراه دهها ناو دیگر در منطقه خلیج فارس و دریای عمان حضور داشتند و ناو هواپیمابر کندی و یک نبرد ناو نیز در دریای سرخ حضور داشتند که عملیات هوایی و شلیک موشکهای کروز به سمت عراق به عهده آنها بود. همچنین چیزی در حدود ۹۵۰ هزار نفر نیروی نظامی از کشورهای مختلف جهان عمدتاً در عربستان سعودی جمع شدند تا عراق را از کویت بیرون کنند. جالب است بدانید در جریان حمله مجدد آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی استعداد انسانی نیروی مهاجم شامل آمریکا و متحدانش به حدود ۵۰۰ هزار نفر در حالت اعلام رسمی و ۱ میلیون نفر بر اساس برآوردهای اطلاعاتی رسیده بود در حالی که اکنون تعداد بسیار بسیار کمتری نیرو و تجهیزات در منطقه دارند.
موقعیت ناو آبراهام لینکن در حوالی شرق عمان و بندر دقم
همچنین صدها هواپیماهای رزمی در این عملیات حاضر بودند و هواپیمای تهاجمی پنهانکار F-۱۱۷ نیز اولین حضور جدی خود در نبرد را در این جنگ انجام داد یا هواپیمای پشتیبانی نزدیک A-۱۰ که سالها برای مقابله با ارتشهای پیمان ورشو در اروپا آماده شده بود این بار علیه یگانهای زمینی عراق وارد عمل شد. با مقایسه آن شرایط و ارتش دهها برابر ضعیفتر عراق در مقایسه با نیروهای مسلح کشورمان، مشخص می شود وضعیت امروز و حضور یگانهای رزمی آمریکا در منطقه، نشانهای قطعی از بروز جنگ را در خود نداشته و همچنان می توان آن را یک جنگ روانی سیاسی و اجتماعی تلقی کرد.بسیاری به یاد دارند که در دوره ریاست جمهوری ترامپ، در چند برهه اعزام ناوهای هواپیمابر، بمب افکن های بی ۵۲ و در اواخر دوره اول او حتی اعزام زیردریایی اتمی به منطقه خلیج فارس و غرب آسیا با هیاهوی رسانه ای عجیب و غریبی نیز همراه شد و صحبت های مختلفی در خصوص تمرین نظامی برای حمله به ایران مطرح می شد اما گذشت زمان نشان داد فرماندهان نظامی آمریکا، مشاوره های لازم را در خصوص تبعات هرگونه اقدام عملی علیه کشورمان، به دولتمردان خود منتقل کرده بودند.
کدهای مهمی که شهید باقری در سال ۱۴۰۱ برای انهدام ناوهای آمریکایی اعلام کرد
ناوهای هواپیمابر آمریکایی در کنار پایگاه های هوایی این کشور در اطراف ایران، همواره جزو یکی از تهدیدات مهم و سطح بالا برای نیروهای مسلح ما تلقی و بخشی از توان اطلاعاتی و رزمی کشور برای رصد و مقابله با این تهدیدات در نظر گرفته شده چراکه هواپیماهایی که از روی ناوهای هواپیمابر یا از پایگاه های هوایی به پرواز در می آیند در حقیقت بخش عمده ای از استراتژی تهاجمی آمریکا را ایفاء کرده و بدون آنها بخش زیادی از نقشه های رزمی این کشور با مشکل رو به رو خواهد شد.
عمده موشک های بالستیک ایرانی که در چند سال اخیر در عملیات هایی ضد تروریست های داعش، گروه های تروریستی در شمال عراق و نیروهای تروریست سنتکام وارد عمل شده اند از نوع تاکتیکی و در فاصله های زیر ۱۰۰۰ کیلومتر بوده اند که دقت این موشک های بالستیک ایرانی برای کارشناسان امر در فواصل زیر هزار کیلومتر اثبات شده اما سوال بخشی از علاقمندان به صنعت دفاعی کشورمان آن است که در بردهای بالای ۱۵۰۰ کیلومتر، وضعیت به چه گونه است؟ در چند سال اخیر همیشه بحث هایی در خصوص دستیابی ایران به موشک بالستیک ضد کشتی برد بلند توسط فرماندهان عالی رتبه کشور مطرح شده؛ موشک هایی که در بردهای حتی بالای ۱۰۰۰ کیلومتر بوده و می توانند اهداف دریایی را مورد اصابت قرار دهند.
از سوی دیگر، در خانواده مشهور و موفق فاتح نیز نمونه های ضد کشتی مشهوری وجود دارند که در فواصل کنونی استقرار ناوهای آمریکایی می توانند بسیار موثر باشند. به عنوان مثال، غیر از موشکهای هرمز ۱ و ۲ و خلیج فارس (که به علت تکثر در سواحل خلیج فارس و دریای عمان، گزینه های مهمی برای اشباع پدافندی و حمله دقیق به ناوها و رادارهای دشمن هستند) ، قابلیت ضد کشتی موشک های بالستیک تاکتیکی ایران با «ذوالفقار بصیر»، به برد مهم ۷۰۰ کیلومتر افزایش یافت که اکنون ناو آبراهام لینکلن نیز در همین برد قرار دارد.
این موشک که دیگر محصول در مسیر توسعه جانبی از موشک های خانواده فاتح محسوب می شود در سال ۱۳۹۹ معرفی شد و از آن زمان نیز، مدلهای دیگری از این خانواده به صورت عملیاتی وارد یگان رزم نیروهای مسلح شده است که از جمله آنها موشک "قاسم بصیر" است. این موشک که از سیستم پیشران سوخت جامد بهره می برد، برد ۱۳۰۰ کیلومتری داشته و سر جنگی آن قابلیت مانور برای فریب سامانه های پدافندی ضد موشک مثل پاتریوت و تاد و پدافند ناوهای آمریکایی را نیز دارد. / مشرق نیوز