حملهای نمادین و با اهداف مشخص که ساعاتی پس از آن اعلام شد "نیکلاس مادورو" رئیسجمهور این کشور به همراه همسرش توسط نیروهای ویژه آمریکایی ربایش و به مکان نامعلوم منتقل شدهاند.
رویدادی بهتبرانگیز و البته قابل پیشبینی که برخی فعالان سیاسی ونزوئلایی اعلام کردند در چارچوب یک توافق مذاکراتی بین مادورو و ترامپ صورت گرفته است.
هرچه بود اما ونزوئلا با گفتمان "چاوزیستها" به پایان رسید و باید با رویکردی مدقّانه به حوادث آن نگریست.*به زعم برخی محافل تحلیلی سرنوشت جنگ "نیمهشب کاراکاس" چند ماه قبل از این تعیین تکلیف شده بود.
آنجا که مادورو در گرماگرم تهدیدات نظامی آمریکا و محاصره ونزوئلا اما به یکباره طبل صلح با آمریکا را به صدا درآورد و حتی پیشنهاد صلح داد![۲]
این در حالی است که پاسخ ترامپ به عنوان کسی که ونزوئلا را محاصره کرده بود، قایقهای متعلق به ونزوئلا را مورد اصابت قرار میداد و دائما هم تهدید به حمله نظامی میکرد اما "حمله پیشدستانه پارتیزانی در دریا" بود نه پیشنهاد صلح!
جالب آنکه مادورو حتی با ترامپ تماس تلفنی برقرار و اعلام کرد که از این تماس احساس رضایت و دوستانهبودن داشته است.[۳]
تماسی عجیب که نشریه تلگراف از محتوای آن فاش کرد که مادورو پیرامون شرایط تسلیم و خروج امن خود از ونزوئلا صحبت کرده است.
آنچه که گفته شد اما صرفا رویدادهای مربوط به یکسال اخیر بود.
یکسالی که ونزوئلا کمکم از سیاستها و راهبردهای ایران یا همان "گفتمان مقاومت" فاصله گرفت و پس از حدود بیش از یک دهه از زیستن در ساحت این گفتمان و برخورداری از نفحات آن اما طریقی دیگر برگزید و به سمت مذاکره لغزید!
مادورو حتی از یاد برد که سلف او یعنی "هوگو چاوز" نیز با گفتمان مقاومت و نزدیکی به هژمون ایران بود که توانست نام ونزوئلا را پررنگ کند و قدرت و آزادی را به این کشور بازگرداند.جالب است که مادورو دیده بود که چطور حتی در حین بحران کمبود سوخت در این کشور که بهواسطه تحریم آمریکا روی داد اما ایران به کمک ونزوئلا شتافت و بیهیچ خوفی از آمریکا؛ با ارسال ۵ نفتکش بزرگ حاوی سوخت؛ متحد خود را از خطر نجات داد.
ایران طی بیش از یکدهه در ونزوئلا خانههای فراوان ساخت، پالایشگاههای نفتی ونزوئلا را توسعه داد و حتی صادرات گسترده مواد غذایی را به این کشور آغاز کرد.
در واقع مردم ونزوئلا طی بیش از یکدهه و با دو رئیسجمهور خود توانستند به کمک "ایران" طعم آزادی و قدرتمندی واقعی را احساس کنند و با "گفتمان مقاومت" از هیچ قدرت نترسند.
اما رئیسجمهور مادورو به هر دلیلی نخواست به گفتمان مقاومت ادامه بدهد و راهکار "خروج امن"! و دیدن روزهای پیرسالی و فرتوتی خود به جای قهرمان زندگی کردن را برگزید.
عدهای از این داستان و "پایان بیش از یکدهه سربرآوردن ونزوئلا به عنوان یک قدرت بزرگ در آمریکای جنوبی با انتخاب شخصی مادورو" اما نتیجه ضعف ایران را میگیرند!
لکن ما قضاوت درباره این نتیجه، این داستان و نتایج دوریگزینی یک ملت و مسئولانش از گفتمان مقاومت و از متحد بزرگی مثل ایران را بر عهده مخاطبان محترم وامیگذاریم...
"اغتشاش میکروسکوپی" و درسهای آن
اغتشاش محدودی که روز دوشنبه هفته گذشته در تهران روی داد حاوی درسهای مهمی بود.
اغتشاشی که هرگز در صورتبندی یک حرکت سازماندهی شده و هدفمند جای نمیگرفت و صرفا با سوار شدن بر اعتراضات به حق تعدادی از کسبه و مردم به سرعت خود را به نمایه اخبار و حوادث تبدیل کرد.
این رویداد همانروز عملا در تهران تمام شد اما روزهای بعد تعدادی از اراذل و اوباش در چند شهر و بخش کوچک حرکاتی ایذائی را انجام دادند که البته آن رخدادها هم عملا در روز جمعه به اتمام رسید و فقط تعدادی لکه ضد امنیتی باقی ماند که در حال پاک شدن هستند.
برخی تحلیلگران معتقدند این حرکت محدود نمونهای از اغتشاش کوچکی بود که در سال ۹۱ و در دولت محمود احمدینژاد نیز به بهانه گرانی دلار بهوقوع پیوست.در عین حال اما تحلیلگرانی هم بودند که با مشاهده این رویداد محدود و بیتأثیر پای تحلیلهای عجیب و غریب را به میدان باز کردند و عملا دچار آگراندیسمان و بزرگنمایی شدند.
*رویدادهای امنیتی اگر به درستی شناخته نشوند و یا در تحلیل آنها از فرمول "عقل سرد و دل گرم" استفاده نشود؛ میتوانند تبدیل به یاختههایسرطانی شوند.در واقع اصلیترین هدف یک دشمن خارجی از تولید یک رویداد ضد امنیتی این است که در اذهان خواص و تحلیلگران "محاسبه غلط" ایجاد کند.
محاسبه غلط نیز در تمام پروژههای دشمن به کار خواهد آمد و عملا نقش "یار کمکی" را ایفا خواهد کرد.
دیدیم که عدهای در قبال اغتشاش میکروسکوپی و به شدت محدود اخیرا حتی هشدار مقولاتی مثل انقلاب گلخانهای، کشتهسازیهای نمادین، حرکت از شهرهای کوچک به سمت پایتخت و... را دادند!
این محاسبات غلط هیچیک اساسا نمیتوانست بر یک حرکت محدود اغتشاشمحور که نه رهبر داشت، نه مبانی و نه تئوری؛ سوار شود.
و بدتر اینکه همین تحلیلهای غلط در ادامه توانست حتی رئیسجمهور آمریکا را هم به طمع بیاندازد که وارد ماجرا شود و از نمد یک بازی بیفرجام و بیهویت برای خود کلاهِ دخالت و تهدید ایران را ببافد.
در واقع عدهای تصور کردند که ترامپ برای دلگرمی دادن به اغتشاشگران پیام دخالت نظامی را صادر کرده است اما اینطور نبود و ترامپ صرفا یک سوء استفاده از نعش مرده انجام داد. زیرا او به عنوان یک رئیسجمهور اسیر تحلیلهای اگزجره نبود و میدانست که اغتشاش میکروسکپی نه تنها قوتی ندارد بلکه زود هم پایان میپذیرد.
تحلیلهای غلط اشاره شده البته یک نتیجه سوء دیگر هم داشتند و آن اینکه دل کسانی از مردم را خالی کردند.
نیک میدانیم که در فضای رواج شبکههای اجتماعی و در صورتی که تعدادی کاربر یک حرف را تکرار کنند؛ آن مسئله به سهولت روی فکر مردم اثر میگذارد.
در واقع باید برادرانه پرسید که آیا روا بود عدهای با دوری گزیدن از میدان، از عقلانیت و از تحلیلهای صحیح نخبگانی اینچنین فکر و آرامش مردم را در قبال یک حرکت کور و محدود به بازی بگیرند و در ادامه طمع دشمن را نیز برافروزند؟!
در این زمینه البته میتوان به عبرتها و اشتباهات دیگری هم اشاره کرد...
به حرکت اشتباه عدهای برای سازماندهی یک اعتراض در مشهد که به اغتشاشات دیماه ۹۶ منتج شد، به تحلیل غلطی که در جریان تأثیرات مهم "فتنه اقتصادی" نیست و اغتشاشات ۱۴۰۱ را حرکتی اعتراضی به حجاب میبیند و تحلیلهایی که هرگز حاضر به بیان مثبتات اقتصادی کشور نیستند/ مشرق نیوز