سیستم مدیریت پورتال سپهر هگمتانه

: فاطمه مرادزاده ـ شب یلدا، شب قصه‌هاست؛ شب قصه‌های ایرانی و شب محبوب ایرانیان... پشت این شب، قصه‌ها نشسته است؛ پشت جزء به جزء آن... از نام یلدا که به معنای تولد و «زایش زادروز» است و قصه‌اش برمی‌گردد به این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید روزها بلندتر می‌شود و تابش نور ایزدی افزونتر، تا قصه‌ها و حکایت‌های بی‌شمار درباره دورهمی‌های این شب و خوراکی‌های خوشمزه‌ای که هر کدام‌شان با یک فلسفه خاص روی سفره شب یلدا نشسته‌اند...

«آجیل» و «خشکبارش» نمادی از برکت هستند و «انار» و «هندوانه» به دلیل رنگ سرخ و قرمزشان، نماینده خورشید شده‌اند توی خانه‌های ایرانی...

از بین تمام این قصه‌های بلند و کوتاه و سرخ و سبز، قصه یکی شنیدنی‌تر است و گستره کاربری‌اش فراتر... فراتر از مرزهای ایران‌زمین و گسترده‌تر از محدوده سفره یلدایی ایرانیان...

قصه؛ قصه هندوانه است...

هندوانه فراتر از مرزهای یلدایی ما

در هر فصلی که هوس کنید، پیدایش می‌کنید. میوه چهار فصل است و کشاورزان هر منطقه از ایران‌مان در فصلی آن را برداشت و راهی بازار می‌کنند.

ایرانی‌ها دلبستگی زیادی به آن دارند، اما در سراسر جهان هم طرفداران زیادی دارد، آنقدر که 5/3 میلیون هکتار زمین در جهان به کشت آن اختصاص یافته است. سرشار از ویتامین‌های A و C و  B1 و B6  است و منیزیم و آنتی‌اکسیدان لیکوپن و بتاکاروتن­ و سدیم و پتاسیم دارد.

این املاح و ویتامین‌های باارزش، در کنار شیرین و آبدار بودن هندوانه که رفع تشنگی و عطش می‌کند، پای آن را در تابستان و زمستان به خانه ایرانیان و سراسر جهان باز کرده است.

کشور فلسطین , شب یلدا , نقاشی , فرهنگ و هنر در فضای مجازی , نوار غزه , کرانه باختری ,

در سفره یلدای ایرانیان و به‌ویژه در سال‌های اخیر که شرایط اقتصادی سخت و گاه کمرشکن شده است، هیچ که نباشد، دستِ کم هندوانه هست و پدر کارگر ایرانی مثل امشبی خود را با هندوانه‌ای زیر بغل به خانه می‌رساند تا با قاچ‌های سرخ و شیرین آن، عطر و طعم یلدای باستانی را به خانه‌اش ببرد.

اما شب یلدا نه فقط با هندوانه، که با قصه‌هایش جان می‌گیرد؛ با قصه‌هایی که گاه از دل هزاره‌ها؛ از دل شاهنامه و هزار و یک شب و ... بیرون می‌آیند و گاه از سینه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها...

و قصه اگر قصه یکی از همین المان‌های یلدایی باشد، جذابتر است... قصه‌ای البته نه از دل تاریخ باستان و صفحات شاهنامه و هزار و یک شب، که از صفحات تاریخ و عصری که در آن زندگی می‌کنیم؛ قصه‌‌ای نه مربوط به ایران باستان، که از سرزمینی دورتر از مرزهای ایران‌مان؛ از فلسطین اشغالی ...

وقتی هندوانه سیاسی می‌شود

هندوانه از دیرباز در سراسر فلسطین؛ از کرانه باختری گرفته تا غزه، و حتی سرزمین‌های اشغالی کشت می‌شود و سهم مهمی در سبد مصرفی خانوارهای فلسطینی دارد. این محصول جالیزی یکی از غذاهای اصلی سفره‌های فلسطینیان است که اغلب با پنیر سفید و نان سنتی تابون میل می‌شود.

قصه پرماجرای هندوانه فلسطینی اما به بیش از 4 دهه پیش برمی‌گردد؛ به سال 1980 میلادی که سلیمان منصور؛ هنرمند فلسطینی به همراه عصام بدر و نبیل عنانی نمایشگاهی از آثار نقاشی در رام الله برپا می‌کنند.

یک سرباز اسرائیلی وارد نگارخانه شده و به تابلوهای نقاشی چشم می‌دوزد و بعد، رو به سلیمان منصور می‌گوید: « اینها چیست؟ ...این پرچم‌ها؟ ... این رنگ‌ها؟!... مگر نمی‌دانید که هر چیزی نمی‌شود کشید؟! هنر سیاسی ممنوع است... اصلا چرا گل نمی‌کشید؟ گل‌های زیبا یا چهره و منظره ... اگر گل بکشید یا مثلا منظره، خودم خریدار آثارتان می‌شوم...»

عصام بدر که کنار سلیمان منصور ایستاده است، خطاب به افسر اسرائیلی می‌گوید: «اگر من یک گل بکشم، اما با همین چهار رنگ سفید و سیاه و سبز و سرخ، آنوقت چه؟!... چه کار می‌کنید؟!»

و سرباز اسرائیلی می‌گوید: «حتی نقاشی یک گل که با این رنگها کشید شود، مصادره خواهد شد... نه فقط گل، که حتی اگر یک هندوانه هم بکشید، مصادره و جمع‌آوری می‌شود!»

سلیمان منصور که این خاطره را در سال 2021 برای الجزیره پلاس (AJ+) تعریف کرده بود، در ادامه می‌گوید: ایده کشیدن هندوانه از همان روز و از گفته‌های سرباز اسرائیلی به ذهن‌مان رسید... ما اجازه نداشتیم با رنگ‌های قرمز و سبز و سیاه و سفید نقاشی کنیم... استفاده از پرچم فلسطین و نقاشی کردن آن ممنوع بود و رنگ‌های پرچم فلسطین هم ممنوع!... اما حالا سرباز اسرائیلی ناخواسته به هندوانه اشاره کرده بود؛ تنها میوه‌ای که همه چهار رنگ پرچم فلسطین را در خود دارد.»

کشور فلسطین , شب یلدا , نقاشی , فرهنگ و هنر در فضای مجازی , نوار غزه , کرانه باختری , 

برافراشتن پرچم فلسطین ممنوع شد

از سال 1968 میلادی یعنی از زمان جنگ شش روزه رژیم صهیونی و اعراب، که به نفع اشغالگران و اشغال نظامی کرانه باختری و غزه پایان یافت، به اهتراز درآوردن پرچم فلسطین در کوچه و خیابان‌های کرانه و غزه، و نصب آن بر سر درِ خانه فلسطینیان توسط رژیم اشغالگر ممنوع شد.

اشغال نظامی اولین گام بود و اشغالگران برای کامل کردن عیش خود و اجرای تدریجی طرح ایجاد اسرائیل بزرگ، باید از فلسطینان هویت‌زدایی کرده و ریشه و هویت آنها را می‌خشکاندند... قطع کردن درختان زیتون و ممنوعیت حمل و نصب پرچم فلسطین اولین گام برای آنها بود...

این ممنوعیت ادامه داشت تا سال 1980 و اتفاقی که برای نمایشگاه نقاشی سلیمان منصور و دوستان هنرمندش افتاد. از آن زمان هندوانه آرام آرام به نمادی اعتراضی تبدیل شد که می‌توانست جای پرچم فلسطینی را بگیرد و حرص اشغالگران را در بیاورد، بدون آنکه بتوانند مهر ممنوعیت روی آن بزنند.

پوست هندوانه سبز و سفید بود و دانه‌های آن سیاه و گوشت آن قرمز؛ همان چهاررنگی که پرچم فلسطین با آنها شکل گرفته است...

هندوانه دیگر میوه سیاسی شده بود و جای خالی پرچم‌های فلسطینی را در کوچه و خیابان‌های کرانه باختری و غزه گرفته بود؛ گاه به صورت یک قاچ و برش، گاه به صورت اثری هنری ...

اشغالگران متوجه شدند... هنرمندان و نقاشان فلسطینی از کشیدن نقاشی و ترسیم آثاری با نماد هندوانه منع و تهدید شدند.../ تسنیم 

 

 


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان

سوال: تعداد روزهای هفته؟ 7

جواب به فارسی وارد شود
* نظر:
سیاسی