سیستم مدیریت پورتال سپهر هگمتانه

 
گزارش تحقیقی: مافیای زباله و گنج 30هزارمیلیاردی تهران/ زباله‌گردی را از این زاویه ببینید

به‌نظر می‌رسد قدرت مافیای زباله در تهران بیش از تصور ماست؛ قدرتی که برای تصاحب و تملک گنجی ده‌ها هزار میلیارد تومانی با هیچ شخص و نهادی سر شوخی و معامله ندارد، اگر قدرت و منافعش را در خطر ببیند، یا سر کیسه را شل می‌کند یا با فشار راه‌‌ها را می‌بندد.

گروه اجتماعی خبرگزاری تسنیم/ ابوتراب فرخی

یکی از شب‌های ابتدایی سال بود که با عجله و کلی وسیله از خانه خارج شدم تا خودم را به جایی برسانم، به‌محض رسیدن به مقصد متوجه شدم هنگام سوار شدن بخشی از وسایل همراهم را کنار خودرو و روی زمین جا گذاشته‌ام، به‌سرعت و در کمتر از 20دقیقه خودم را به خانه رساندم و وقتی به محل پارک ماشین رسیدم، با مشاهده برگه‌های روی زمین و جای خالی وسایلم متوجه شدم لقمه‌ای آماده را برای سرقت در اختیار گذاشته بودم. مهم‌ترین وسیله به‌سرقت‌رفته یا ربوده‌شده،‌ کیف شخصی بود که مبلغ کمی پول نقد، کارت ملی و چندین کارت بانکی و کارت ماشین و گواهینامه و... در آن بود که دردسر دریافت مجدد آنها آزاردهنده‌تر از اصل مفقودی بود.

آن موقع شب، غیر از سه زباله‌گرد شخص دیگری در آن خیابان نبود و درست یا نادرست، ذهنم مرا به‌سمت آنها کشاند، از هرسه آنها سؤال کردم و طبیعتاً‌ جواب منفی گرفتم، می‌گفتند اصلاً چنین چیزی ندیده‌اند؛ شاید هم راست می‌گفتند، ساعتی بعد که خیابان خلوت شد و زباله‌گردها دست از تفتیش زباله‌های داخل و بیرون مخازن برداشتند، به نزدیکترین محل دپوی زباله در همان منطقه رفتم و اتفاقاً‌ آنها هم آنجا بودند اما داخل نرفتم.

صبح روز بعد دوباره به همان مرکز رفتم و در حالی که نگاهی سرسری به زباله‌های جمع‌شده می‌انداختم از کسی که نگهبان یا مدیر آنجا بود پرس‌وجو کردم که؛ دیشب کسی چنین وسایلی اینجا نیاورده است که احتمالاً یک کیف شخصی با چنین مشخصاتی میان آنها باشد؟ که باز هم جواب منفی گرفتم.

زباله , پسماند , شهرداری تهران ,

ماه‌ها از این ماجرا می‌گذشت و از آن شب به بعد، زباله‌گردهایی که پیش از آن بی‌تفاوت از کنارشان عبور می‌کردم، انگار برای عصبی‌ کردن من هم که شده خودشان را مقابلم قرار می‌دادند تا مثل صاعقه، ناخوشی گم‌شدن کیف و مدارک را برایم گوشزد ‌کنند و منی را که عاجز از پیدا کردن کیف و مدارک بودم، به این فکر بکشانند که یحتمل کار خودشان بوده و معلوم نیست با کارت بانکی و کارت خودرو و گواهینامه و بقیه کارت‌ها چه کرده‌اند.

با دریافت کارت‌ها و گذشت زمان، حضور زباله‌گردها در ذهن من هم کمرنگ‌تر شده بود تا اینکه اواسط مهرماه این خبر را دیدم؛ "فعالیت زباله‌گردها در تهران 80درصد کاهش یافته است."، به‌قدری برایم عجیب بود که قرار شد گزارشی درباره فعالیت زباله‌گردها در تهران تهیه کنم.

از پرسه‌زدن در کوچه‌ و خیابان‌های اطراف محل زندگی به نتیجه‌ای نرسیدم؛ تصمیم گرفتم در خیابان‌های اصلی و در ساعات مختلف شبانه‌روز شانس خود را امتحان کنم؛ هرچه بیشتر پیش رفتم و بیشتر دیدم، ابعاد بیشتری یافتم، برای شناختن زباله‌گردها رفته بودم و سر از چرخه خرید و بازیافت زباله و تولید دوباره درآوردم، می‌خواستم درباره بی‌تفاوتی نسبت به حضور زباله‌گردها بنویسم، به مافیای زباله که با قدرت خود جلوی اصلاح وضعیت را گرفته‌اند رسیدم.

اما وضعیت فعلی زباله‌گردی در تهران چگونه است؟

به‌خلاف آسیب «کودکان کار» که انبوهی از ارگان‌های دولتی و غیردولتی و سازمان‌های مردم‌نهاد حداقل در ظاهر و روی کاغذ دنبال آنها هستند و هرازگاهی آماری از جمع‌آوری و برخورد با آنها داده می‌شود اما گویا زباله‌گردی به‌نوعی از سوی همگان به شغلی پذیرفته‌شده تبدیل شده است.

به‌نظر می‌رسد شهرداری علی‌رغم اینکه ظرفیت قابل توجه و متعدد زباله از زیبایی چهره شهر تا رفع معضلات زیست‌محیطی و امکان کمک به برطرف کردن ناترازی در حوزه آب و برق را می‌داند اما به‌دلیل مشکلات و معضلات و حتی برخی فشارها فعلاً ترجیح می‌دهد ضربتی و چکشی برای تصاحب صددرصدی پروسه تولید و جمع‌آوری و بازیافت زباله اقدام نکند و همزمان با فعالیت مافیای زباله، خودش هم تحت عناوین ویترینی مثل «نوماند» به‌سمت فرهنگ‌سازی برای مردم در درازمدت حرکت کند.

تعداد زباله‌گردها در تهران به‌دلیل فعالیت غیررسمی آنها هیچ گاه عدد ثابت و قابل برآورد متقنی نبوده است؛ به‌طوری که در سال گذشته و زمانی که معاون وزیر دادگستری تعداد زباله‌گردهای تهران را 6000 نفر اعلام کرد و از تعیین تکلیف و حذف 4500 نفر از آنها از طریق جذب در سازمان پسماند خبر داد،‌ در همان ایام هم سایت خبرگزاری شهر، در جریان برگزاری همایش «آینده مدیریت پسماند کلان‌شهری در ایران» از قول حسن پاسالاری عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تعداد زباله‌گردهای پایتخت را 14هزار نفر اعلام کرد.

به همان میزان که تعداد زباله‌گردهای پایتخت عددی مجهول است، حتی میزان تولید زباله تهرانی‌ها هم بازه‌ای معنادار را شامل می‌شود،‌ رقمی که از 5 تا 6 هزار تن در روز شروع می‌شود و تا حدود 9 هزار تن و بیشتر در نوسان است و شاید علت این تفاوت در آمار ناشی از تفاوت در محاسبه جمعیت شهر تهران باشد.

شهر تهران شب‌ها به‌عنوان جمعیت ساکن، حدود 9میلیون نفر جمعیت دارد اما در طول روز که حجم قابل‌توجهی از افراد از شهرها و حتی استان‌های همجوار وارد پایتخت می‌شوند، با جمعیتی بیش از 12میلیون نفر مواجه است که اگر تولید روزانه 700گرم پسماند توسط هر شهروند براساس گفته داود گودرزی معاون خدمات شهری شهردار را در نظر بگیریم، به عدد 8400 تن زباله در روز می‌رسیم.

کُلُنی ازهم‌پاشیده خوجی‌ها؛ زباله‌گردهای معروف پاتوق را ترک کردند

برای هر خبرنگار پیگیری هر معضل و آسیبی از منشأ آن یا مرکز تجمع آن، هیجان و جذابیت بیشتری برخوردار است؛ درباره زباله‌گردی نیز همین‌طور است، به همین دلیل پیگیری درباره این را که کانون تجمع و فعالیت و زندگی زباله‌گردهای تهران کجاست، شروع کردیم.

مقاله‌ای از احمد نادری نماینده فعلی مجلس شورای اسلامی را که اواخر دهه 90 به‌همراه چند پژوهشگر دیگر، درباره زباله‌گردی در تهران نوشته بود، خواندم، کنار تحلیل‌هایی که درباره ماهیت زباله‌گردی ارائه داده بودند، محل سکونت و استقرار زباله‌گردهای تهران را معرفی کرده بود. «خوجی‌ها» که به‌گفته نادری جماعتی بودند که بخش قابل‌توجهی از زباله‌گردی تهران و تفکیک آن را به‌عهده داشتند، کلنی خود را جایی در جنوب غرب تهران تشکیل داده بودند. آنها به‌شدت منسجم بودند و با جامعه بیرونی تقریباً هیچ ارتباطی نداشتند، سعی می‌کردند از هرگونه تقابلی با افراد و پدیده‌های خارج از جامعه خودشان کوچکترین ارتباط و تنش و درگیری نداشته باشند و حتی در ازدواج هم فردی را خارج از خود نمی‌پذیرفتند.

نقاطی را که نادری درباره حضور خوجی‌ها نام برده بود، یافتیم و با عکاس به آنجا رفتیم اما خبری از خوجی‌ها نبود، از اهالی سراغ آنها را گرفتیم که گفتند؛ "سال‌هاست از اینجا رفته‌اند و در دیگر نقاط شهر پخش شده‌اند و محل سکونت آنها هم در اختیار سایر مردم برای سکونت یا ایجاد کارگاه‌های تولیدی مثل تولید مبل و کمد و سایر تولیدات چوبی قرار گرفته است".

دستمان برای پیدا کردن محل سکونت خوجی‌ها و گفت‌وگو با آنها خالی ماند و تصمیم به خروج از آن منطقه گرفتیم اما با گشتی کوتاه در همان منطقه متوجه شدیم اگر خوجی‌ها از اینجا رفته‌اند اما رسم‌شان همچنان باقی است، نقاطی را پیدا کردیم که در نگاه اول امکان نداشت کوچکترین ربطی بین آنها و زباله و زباله‌گرد پیدا کرد ولی وقتی از یک کشاورز نشانی زباله‌گردها و مراکز تفکیک زباله را پرسیدیم، ما را به باغی در همان حوالی هدایت کرد.

کشاورز که در حال چیدن محصولات از روی زمین بود، با داسی که در دست داشت،‌ دیوارهای یک باغ را به ما نشان داد و گفت؛ "داخل باغ و تقریباً وسط باغ را محل دپوی زباله کرده‌اند؛ از درِ اصلی خودشان وارد می‌شوند و شما هم اگر می‌خواهید مخفیانه وارد شوید،‌ می‌توانید از دیوار پشت باغ که مقداری از آن تخریب شده است، وارد شوید، البته شاید بتوانید با معرفی خودتان از در اصلی هم وارد شوید".

دودوتاچهارتای فاصله زیاد ماشین با مزرعه و باغ و قیمت بالای دوربین عکاسی و حضور چند معتاد در حال مصرف مواد کنار دیوار باغ، ما را به این نتیجه رساند که محل امن‌تری را برای تصویربرداری انتخاب کنیم.

زباله , پسماند , شهرداری تهران ,

تصویر ایجاد محل دپوی زباله در باغ

تصمیم گرفتم شانس خود را در مناطق مرکزی و داخلی شهر امتحان کنیم؛ سراغ مناطقی رفتیم که پاتوق معتادان، واحدهای تجاری، اداری، تفریحی و مناطق مسکونی درهم‌تنیده و همزیستی ناخواسته مردم با برخی آسیب‌های اجتماعی را در آن مناطق می‌توان مشاهده کرد.

تصور عموم مردم و حتی برخی افراد صاحب‌نظر این‌گونه است که عمده زباله‌گردهای تهران، اتباع غیرمجاز افغانستانی هستند، اما واقعیت شکل دیگری دارد و ایرانی‌ها نیز سهم قابل‌توجهی از این پدیده را به خود اختصاص داده‌اند و حتی با افزایش موج مهاجرستیزی که علیه اتباع افغانستانی پس از جنگ 12روزه شکل گرفت، از سهم اتباع نیز کاسته شد.

زباله‌گردی در تهران؛ از نوجوان زاهدانی تا اتباع مجاز افغانستانی

اولین فردی که تلاش کردم با او درباره کاری که انجام می‌دهد صحبت کنم، یک معلول بود که سر هر مخزن زباله که می‌رفت دو عصایش را کنار مخزن زباله قرار می‌داد و بعد از تلاش موفق یا ناموفق برای جمع کردن زباله، دوباره عصاهایش را زیر بغل می‌زد و به‌راه می‌افتاد تا مخزن بعدی؛ تصمیمم را گرفتم و ماشین را کنار خیابان پارک کردم و پیاده شدم؛ اما وقتی من و عکاس همراهم را دید، سریع راهش را کج کرد و بدون هیچ حرفی به‌سرعت وارد کوچه‌ای شد و ناپدید شد.

هنوز سوار ماشین نشده بودیم که نوجوانی را مشغول زیرورو کردن زباله‌ها دیدیم، به‌سمتش رفتیم و شروع به صحبت کردیم، بدون هیچ واکنش و ترسی هم‌صحبت شد، اسمش حمید بود و می‌گفت 13ساله است.

همان‌طور که کیسه‌ پلاستیکی پاره‌ای بر دوش داشت، هر زباله‌ای را که به دردش می‌خورد، از سطل زباله بیرون می‌آورد و داخل کیسه می‌انداخت، می‌گفت به‌همراه دایی‌اش از زاهدان آمده است، شب‌ها در یکی از ترمینال‌ها می‌خوابند و روزها دایی به یک نانوایی می‌رود و او هم مشغول جمع‌آوری زباله می‌شود.

گفتم: چرا در این سن مشغول کار آن‌هم زباله‌گردی شدی؟ که گفت: پدرم به‌دلیل قاچاق مواد مخدر در زندان است و یکی دو سال دیگر آزاد می‌شود، من هم به‌خاطر کمک به مادرم مجبور هستم کار کنم.

گفتم: مگر همین کار را در زاهدان نمی‌توانستی انجام بدهی که مجبور نباشی این‌قدر از خانه و خانواده‌ات دور شوی؟ که گفت: در زاهدان هم زباله کم است و هم زباله‌گردها زیاد هستند و اجازه نمی‌دهند به‌راحتی کار کنی، اما اینجا خیلی بیشتر از زاهدان زباله وجود دارد و مشکل زیادی هم ندارم، نه شهرداری مزاحمم می‌شود نه بقیه زباله‌گردها مزاحمم می‌شوند، صبح بعد از اینکه از دایی جدا می‌شوم، در خیابان‌ها و محلات اطراف نانوایی مشغول جمع‌ کردن زباله می‌شوم تا غروب.

زباله , پسماند , شهرداری تهران ,

کیسه پلاستیکی‌اش را روی زمین پهن کرد تا هم نظمی به زباله‌های داخل آن بدهد و هم جایی برای زباله‌های بعدی ایجاد کند؛ می‌گفت: وقتی از حجم زباله‌ها بفهمم که امروز حدود 400، 500 هزار تومان درآمد داشته‌‌ام، زباله‌ها را به مغازه‌ای که خریدار است می‌فروشم و به نانوایی می‌روم.

در یکی دیگر از خیابان‌های جنوب تهران که پیش‌ از آن پاتوق استراحت و مصرف مواد معتادان متجاهر بود، پیرمردی در حال جابه‌جایی و انتخاب زباله بهتر برای جمع‌آوری است، همین که به حضورم واکنش منفی نشان نداد، عزمم را جزم کردم که گفت‌وگو را شروع کنم اما از همان جمله نامفهوم اول و اشاره‌های دستش فهمیدم که گنگ است.

بیشتر از تلاش من برای خوب فهمیدن، او برای فهماندن منظورش تلاش می‌کرد؛ آن‌طور که می‌گفت غیر از خودش، همسرش هم وضعیتی شبیه او دارد و با دو فرزندش در یک زیرزمین بسیار کوچک زندگی می‌کنند و بدون دریافت یارانه یا مستمری از نهادهای دولتی، از زباله‌گردی امرار معاش می‌کند.

زباله , پسماند , شهرداری تهران ,

طرد اتباع و مهاجرستیزی، دست سایر افغانستانی‌ها را باز کرد

ساعت 10 صبح بود که عبدالرحیم، تبعه افغانستان را در حال جمع‌آوری زباله دیدیم؛ نزدیک رفتیم درباره کار صحبت کنیم که ما را با مأمور شهرداری یا پلیس اشتباه گرفت؛ به‌قدری استرس داشت که حتی قانونی‌بودن اقامتش را هم فراموش کرده بود و از برگه‌ای که دستش بود فهمیدیم اقامت قانونی دارد.

بار سنگینی روی چرخ‌دستی‌اش بود که می‌گفت همه آن را فقط در 2ساعت جمع کرده است و تا غروب که آخرین بار را به بارانداز تحویل می‌دهد معمولاً حدود 200کیلوگرم زباله جمع‌ می‌کند.

عبدالرحیم بعد از جمع‌آوری زباله روزانه، به گاراژی وسیع که مدعی بود متعلق به یکی از پیمانکاران شهرداری است می‌رود و آنجا به‌همراه حدود 5 زباله‌گرد دیگر، زباله‌های جمع‌آوری‌شده را تفکیک می‌کنند تا به ماشین شهرداری که هر دو یا سه روز یک‌بار به آنجا می‌آید تحویل دهند.

او می‌گوید که تا پارسال تعداد زباله‌گردها بیشتر بود اما به‌دلیل طرح جمع‌آوری اتباع و ماجراهای بعد از جنگ، برخی از آنها رفته‌اند و فرصت برای کار بیشتر در اختیار او و بقیه قرار گرفته است.

از او درباره درآمد روزانه‌اش سؤال کردم که با اکراه و تلاش برای نگفتن رقم دقیق، بدون درآمد تفکیک زباله، درآمد روزانه‌اش از زباله‌گردی را حدود 700هزار تومان اعلام کرد، رقمی که با توجه به جمع‌آوری 200کیلوگرم زباله در روز، همخوانی چندانی ندارد و حتی خیلی کمتر از درآمد روزانه سال‌های قبل زباله‌گردهاست اما به‌هرحال خیلی با او بر سر درآمدش بحث نکردم.

عبدالرحیم هم مثل بقیه، مشکلی پیشِ‌روی خود در جمع‌آوری زباله نمی‌دید و حتی صراحتاً مدعی بود که مالک و سرپرست گاراژ، پیمانکار شهرداری است.

زباله , پسماند , شهرداری تهران ,

                                                                                            زباله , پسماند , شهرداری تهران ,

نوماند؛ ویترین خاک‌گرفته و معیوب شهرداری در مدیریت پسماند و زباله‌گردی

پروژه نوماند یکی از برنامه‌های اصلی مدیریت شهری برای حذف پدیده زشت زباله‌گردی از چهره تهران بود، پروژه‌ای که قرار بود با آگاه‌سازی مردم درباره تفکیک زباله از مبدأ سهم قابل‌توجهی در تحقق این هدف داشته باشد اما در عمل اتفاق دیگری افتاد. در زمان حاضر نه‌تنها بخش قابل‌توجهی از مردم در تهران از نوماند و شیوه اجرای آن آگاهی و اطلاع ندارند بلکه خیلی از کسانی هم که از آن استفاده می‌کنند اصلاً‌ راضی نیستند.

جدای از گلایه‌هایی که مردم درباره عدم توزین مناسب یا حتی عدم توزین پسماند تحویلی، عدم دریافت وجه نقد در قبال تحویل پسماند و یا تفاوت مبلغ محاسبه‌شده با مبلغ واریزی در سامانه دارند، یکی از دلایلی که شاید در نهایت باعث شده است پسماند خشک بیشتر سر از کیسه‌ها و انبارهای زباله‌گردها و خریداران ضایعات درمی‌آورد، تفاوت فاحش بین نرخ اعلامی سامانه پسماند با نرخ بازار آزاد است.

در زمان حاضر نرخ‌های اعلامی سامانه نوماند برای خرید پسماند از مردم به این شرح است:

پسماند خشک درهم بین کیلویی 3500 تا 4500 تومان، استیل نچسب بین کیلویی 25000 تا 28000 تومان، نان خشک بین 3000 تا 3500 تومان، انواع کاغذ و روزنامه مخلوط بین کیلویی 4000 تا 4200 تومان، مقوا و کارتن بین کیلویی 3000 تا 3500 تومان، انواع پلاستیک درهم بین کیلویی 5000 تا 5500 تومان، نایلون مخلوط سفید و رنگی بین کیلویی 2000 تا 2500 تومان، پِت (بطری) مخلوط سفید و رنگی بین کیلویی 12000 تا 14000 تومان، شیشه سفید بین 600 تا 620 تومان، آهن سبک (حلبی و قوطی) بین کیلویی 8000 تا 8500 تومان، آهن سنگین (کابینت و میلگرد و...)‌ بین کیلویی 10000 تا 11000تومان،‌ مس بین کیلویی 280000 تا 300000 تومان،‌ آلومینیوم خشک بین کیلویی 50000 تا 60000 تومان، آلومینیوم نرم بین کیلویی 62000 تا 68000 تومان، چدن بین کیلویی 9000 تا 9800تومان، سرب نرم و خشک بین کیلویی 52000 تا 53000 تومان، برنج (شیرآلات) بین کیلویی 180000 تا 190000 تومان، قوطی رانی و نوشابه (فلزی) بین 30000 تا 35000 تومان.

معامله پسماند قوطی نوشیدنی در بازار آزاد 5برابر نرخ نوماند شهرداری

در میانه پرسه‌زدن‌ها در نقاط مختلف شهر به یکی از نقاطی رفتیم که محل خرید و فروش انواع ضایعات بود. وارد محوطه‌ای شدیم که داخل پر بود از کارگاه‌های کوچک مجزا؛ یکی از این کارگاه‌ها مخصوص پِرِس قوطی‌های نوشیدنی مثل انواع نوشابه و آبمیوه بود.

مشغول گپ‌زدن با مدیر و کارگران این کارگاه بودیم که وقتی قیمت خرید قوطی‌های آلومینیومی را پرسیدیم با نگاهی در موبایلش نرخ خرید آن روز را بین 120 تا 130هزار تومان برای هر کیلو اعلام کرد. مبلغی که حدود 5برابر نرخ اعلامی سامانه نوماند بود و نمونه‌ خوبی بود برای اینکه نشان دهد از یک طرف چرا اقبال به نوماند کم است و از سوی دیگر بی‌تفاوتی مدیریت شهری به این ظرفیت را نمایان‌تر کند.

شاید به خاطر اجرای ناقص و ناموفق همین پروژه نوماند است که الان کار به جایی رسیده که بسیاری از خودروهای پروژه نوماند در عمل، به زباله‌گرد خودرویی در تهران تبدیل َشده است. پروژه‌ای که وقتی با آقای جلالیان معاون وزیر دادگستری درباره ادعای کاهش 80درصدی پدیده زباله‌گردی در تهران صحبت می‌کردم،‌ یکی از دلایل این کاهش را فعالیت سامانه نوماند می‌دانست؛ اگرچه که استناد ادعایش را براساس گزارش‌های اعلامی از سوی شهرداری تهران اعلام کرد.

زباله‌گردها با زباله‌ها چه می‌کنند؟

تقریباً در هر مکان با نکته و سوژه و مسئله جدیدی مواجه می‌شدیم. وقتی قوطی‌های آلومینیومی نوشیدنی ما را به کارگاه کوچک فشرده‌سازی کشاند، از جنوب غرب تهران مسیرمان به خارج از حریم شرقی تهران تغییر کرد.

صحبت با زباله‌گردهای مختلف در مناطق مختلف تهران نشان داد که آنها پس از جمع‌آوری تقریباً تمام پسماند قابل تفکیک و بازیافت درون مخازن، آنها را به خریداران خرد تحویل می‌دهند و آنها نیز زباله‌ها را به مکان‌هایی که در نقاط مختلف شهر و در موقعیت‌ها و کارکردهای مختلف قرار دارند منتقل کرده و در آنجا پس از تفکیک پسماندها، به نقاط دیگر منتقل می‌کنند تا پروسه بازیافت تکمیل شود.

«آزادیِ عمل» محدود به زباله‌گردها نیست و کارگاه‌ها و اماکن تفکیک و بازیافت زباله به همان راحتی مشغول به کار هستند؛ از جنوب غرب تهران که به رسم دیرینه برخی باغ‌ها محل دپو و تفکیک زباله هستند تا گاراژها و محوطه‌هایی که داخل بافت شهری و حتی چسبیده به مدرسه دخترانه، که به گفته آقای جلالی انبوهی از کارگران با هویت‌ها و سوابقی مجهول یا مجعول مشغول به کار هستند.

زباله , پسماند , شهرداری تهران ,

یکی از نقاط پرتراکم دپو و تفکیک زباله در تهران

 

گردش مالی قوطی آلومینیومی نوشیدنی؛‌ مشتی نمونه خروار

تصمیم گرفتیم به جای کاغذ و روزنامه و چوب و فلزات و پلاستیک و غیره، ادامه راه را با همین قوطی‌ها طی کنیم تا ببینیم این زباله کوچک در نهایت چه سرنوشتی خواهد داشت.

به یکی از نقاط کانونی برای جمع‌آوری زباله در جنوب غرب تهران رفتیم؛ جایی که گام دوم در چرخه زباله‌گردی محسوب می‌شود و کارگاه‌هایی که انواع زباله از قوطی آلومینیومی نوشابه تا کاغذ و کارتن را جمع‌آوری کرده‌اند، در آنجا آماده ارسال به کارگاه‌های بازیافت می‌کنند. در این کارگاه‌ها که مساحت بسیاری از‌ آنها نهایتاً به 50 متر می‌رسد و تعدادی از آنها در یک گاراژ قرار دارند، مثلاً انواع زباله‌های تولیدشده از آلومینیوم را پِرِس می‌کنند و برای ذوب در کوره به شرق تهران و خارج از حریم پایتخت ارسال می‌کنند.

 


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان

سوال: پایتخت ایتالیا؟ Rome

* نظر:
اقتصادی